بسیاری از مردم آرامش را بافعال نبودن و انزوااشتباه می گیرند،حال آنکه آرامش به اوضاع بیرون بستگی ندارد بلکه رویدادی کاملا درونی است.علت تعیین کننده((آرامش)) یا ((آشفتگی)) از درون ما بر می خیزد نه از بیرون و ما به عنوان انسان می توانیم هر یک از آنها را به اختیار خویش انتخاب کنیم .
در فرآیند تهاجم از آرامش برخوردار نیستیم ،داشتن افکار تهاجم آمیز در ذهن ،به معنای جنگیدن با خود و دیگران است . در چنین فرآیندی آرامش را از دست می دهیم . ذهن آرام از روشنی برخوردار است ، زیرا دارای هیچ گونه افکار تهاجمی وانتقاد آمیز نیست .با پیوستن ذهنها و قلبهای آرام ماست که عشق گسترش می یابد و جوهر هویت الهی ما را باز می تاباند .
حال برای اینکه ترس را به کناری بنهیم و تعمیق ارتباطات را جایگزین جدایی کنیم باید ۱۸ آموزه ذیل را با خود مرور کنید :
۱- می توانم دیگران را مهرورز ببینم یا هراسیده و نیازمند کمک .
۲- با آرام نگاه داشتن درون بی توجه به رویدادهای برون ، می توانم آرامش را انتخاب کنم .
۳- بهبود نگرشها در ذهنم همه ناراحتی ها را تسکین می دهد .
۴- ادراک ، حقیقت نیست، بلکه چون آیینه است . پس آنچه می بینم ، افکار من است . افکار آمیخته با خشم ، دنیایی خشمگین را باز می تاباند و افکار آمیخته با آرامش ، آرامش را در زندگی می گسترد .
۵- من قربانی جهانی که می بینم نیستم . من قربانی افکار خویش هستم ، نه دنیای بیرون . من میتوانم افکار منفی خود را به افکار محبت آمیز مبدل سازم .
۶- به یاد خواهم آورد نگرشم نسبت به گناه و عیبجویی ، ترس از عشق را به وجود می آورد ، پس نگاه داشتن گناه و عیبجویی را بی ارزش خواهم دید .
۷- هیچ گاه به دلیلی که تصور می کنم ، ناراحت نیستم . هنگاهی که ناراحت هستم ، چنین می نماید که آنچه در جهان بیرون روی می دهد عامل ناراحتی است . در حقیقت علت ناراحتی من ارتباطی با جهان بیرون ندارد .
۸- مصمم هستم جهان را با دیده ای دیگر بنگرم . ادراک من نسبت به جهان ، افکار و نظام باورهایم را می سازد ، می توانم افکاری را که به ذهنم راه می دهم ، انتخاب کنم .
۹- امروز می خواهم انگیزه ها و رفتار های هیچ کس را قضاوت و تفسیر نکنم ، با تشخیص اینکه قضاوت ها و تفسیر های من در باره دیگران ، فقط افکار من است . می توانم این توهمات را کنار بگذارم ، آنگاه نیز خود را از این احساسات رها سازم .
۱۰- سلامت ، آرامش درون است و بهبود ، رها کردن ترس . امروز به منظور رسیدن به سلامت حقیقی ، آرامش ذهن را یگانه هدف خود می دانم .
۱۱- بخشش ، هر آنچه را می خواهم به من ارزانی می دارد .
۱۲- امروز هر کس را که می بینم از دیدگاه تصاویر گذشته نخواهم دیدو بدین سان آنان را از قید قضاوت های خود رها خواهم کرد .
۱۳- دادن و گرفتن یکی است و هر آنچه می دهم به خود داده می شود .
۱۴- امروز مقایسه خود با دیگران را بدون ارزش خواهم دید . وقتی خود را با دیگران مقایسه می کنم ، نه تنها به خود عشق نمی ورزم ، بلکه دیگران را دشمن خود تلقی می کنم .
۱۵- هر گاه می اندیشم باید منتظر آینده باشم تا به شادی دست یابم ،آگاهانه می خواهم که در زمان حال شاد نباشم . شادی حالت طبیعی ذهن است . شادی تصمیم و انتخابی درونی است . و با تجارب و وقایع دنیای بیرونی ارتباطی ندارد .
۱۶- تا زمانی که تصور می کنم خشم خواسته های مرا برآورده می سازد ،احساس آشفتگی خواهم کرد و آرامش از من دور خواهد بود . آگاهم که نگاه داشتن خشم هیچگاه آرامش و شادی و عشق را در پی نخواهد آورد ، چون عشق را در کنار خشم ، که صورتی از ترس است ، احساس نخواهم کرد .
۱۷- امروز همه آنچه را که احساس کنم ، بدون استثناء درسی مثبت و ارزشمند تلقی خواهم کرد . از دیدگاه عشق می توان از هر تجربه منفی در س مثبت و ارزشمندی گرفت .
۱۸- وقتی ذهن خود را تغییر دهم ، زندگیم را دگرگون می سازم و به یاد می آورم که عشق پاسخ کلیه مشکلات است .
در هر لحظه می توانم آرامش را به جای آشفتگی و عشق را به جای ترس انتخاب کنم . زیرا عشق جوهر هستی انسانها است .
((جرالد جماسکی ))
+ نوشته شده توسط د نيا MT در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت
1:39 |